محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه

100

تفسير قرآن صفى على شاه

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 8 تا 12 ] رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ( 8 ) رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ ( 9 ) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ أُولئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ ( 10 ) كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 11 ) قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمِهادُ ( 12 ) اى پروردگار ما مايل مكن بباطل دلهاى ما را پس از آنكه راه نمودى ما را و ببخش ما را از نزد خود رحمتى بدرستى كه تو تويى بغايت بخشنده ( 8 ) پروردگار ما بدرستى كه تو جمع كنندهء مردمانى براى روزى كه نيست شكى در آن بدرستى كه تو خلاف نخواهى كرد وعده را ( 9 ) بدرستى كه آنان كه كافر شدند هرگز كفايت نكند از ايشان مالهايشان و نه فرزندانشان از خدا چيزى را و آن گروه ايشانند هيمه آتش ( 10 ) چون عادت آل فرعون و آنان كه بودند پيش از ايشان تكذيب كردند آيتهاى ما را پس گرفتشان خدا بگناهشان و خدا سخت عقوبت است ( 11 ) بگوى مر آنان را كه كافر شدند زود باشد كه غلبه كرده شويد و حشر كرده شويد بسوى دوزخ و بد بستريست ( 12 ) تو مپيچان قلب ما را اى خدا * بعد از آنكه راه بنمودى بما وز جناب خود بما كن موهبت * چون تو وهّابى ندارى معذرت قلب ما را زان توجه كش به تو است * وا مگردان دار بر عهدش درست در ثباتش ره بدان درگاه ده * بر لقاى خويش او را راه ده از رحيمى رحمت خود در عمل * كن صفات ما به وصف خود بدل ظلمت هستى ما را بىفتور * منقلب كن در لقاى خود بنور موهبت بود آنكه از كتم عدم * ره نمودى هست كردى از كرم ور نه ما را كى ز خود بود آگهى * در عدم بوديم و دور از فرهى تو نمودى خلقمان از موهبت * هم چنان بر ما ببخش از مرحمت جامع ناسى تو اى علام غيب * در چنان روزى كه در وى نيست ريب وحدت جمعى است كآنجا خلق را * جمع آرى چون نهند اين دلق را اندر آن روزند واقع در دو صاف * نيست اندر وعدهء حق اختلاف وانكه بر كفرند ايشان منتسب * يعنى اندر هستى خود محتجب نيست مغنى بهر آن روز از نشان * هيچ چيز از مالشان و اولادشان بل فزايد بر ذنوب و بر حجب * زان تعلقهاى ناهنجار و حب پس سزد گر تا قيامت در فخند * بعد از آن هم هيزم اندر دوزخند عادت فرعونيان و آنها كز او * بيشتر بودند در كفر و غلو بر دروغ آيا ترا دادند ره * پس خدا بگرفتشان بر آن گنه مر عقوبت‌هاى او باشد شديد * سخت‌تر گر بسته شد راه اميد گو بكفار اعنى اهل احتجاب * كه بجز حرمان نكردند اكتساب زود مغلوبيد و مشحور از عناد * بر جهنم كآن بود بئس المهاد [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 13 ] قَدْ كانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتا فِئَةٌ تُقاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أُخْرى كافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَ اللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشاءُ إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ ( 13 ) بدرستى كه بود مر شما را آيتى در دو گروه كه بهمرسيدند گروهى كارزار كردند در راه خدا و ديگرى كافر بودند ميديدند ايشان را كه مانند ايشان ديدن به چشم و خدا تأييد مىكند به يارى خود آن را كه ميخواهد بدرستى كه در آن هر آينه عبرتيست از براى صاحبان خرد ( 13 ) مر شما را آيتى باشد به عين * چون تلافى شد ميان فرقتين فرقهء باشد ز اصحاب كبار * در ره حق با عدو در كارزار فرقهء ديگر ز كفار قريش * در مقابل با هزاران طبل و طيش شد چو وقت گير و دار و غيظ و خشم * اهل دين آمد دو چندانشان به چشم خويش را ديدند اول بيشتر * بد يقينشان كه بود ز ايشان ظفر شد چو نوبت مؤمنان بودند بيش * بيشتر ديدندشان يعنى ز خويش مؤمنان بودند بيش از روى جان * هم چنان كه بود آمد در عيان كافران را جان بد اندك تن فزون * تن چه باشد پيش عقل ذو فنون هر دو صف ديدند مغز يكدگر * ماند صورت يافت معنى كر و فر ديده باشى يك تن ار شد بيست مرد * بر هزار آيند غالب در نبرد اهل حق را از خدا تأييد بود * وان نمود از قوت توحيد بود هر كرا خواهد خدا نيرو دهد * نصرت آن باشد كه بر خلق او دهد فعلها يعنى بوفق مشيت است * و اين بر ارباب بصيرت عبرتست يعنى آن كآيد كم افزون در نظر * وان فزون كم پس بود با كم ظفر بر اولو الأبصار اين است آيتى * گر كه باشد باز چشم عبرتى [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 14 ] زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ( 14 ) آراسته شد از براى مردمان دوستى خواهشها از زنان و پسران و مالهاى بسيار تحصيل كرده شده از طلا و نقره و اسبان